قهرمان ميرزا عين السلطنه

مقدمه 8

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

رجال ضبط است و ظاهرا يكى از دست‌نخورده‌ترين متون خاطراتى است كه به دسترس ماست . نويسنده‌اش خواسته است كه ناقل همه مطالب براى آيندگان باشد تا ناقدان تاريخ هر نكته‌اى را فراچنگ داشته باشند . در دو يادداشت پيشين كيفيت ، حيثيت و اهميت اين خاطرات را به حدى كه دريافتم و قلمم يارى كرد ، نوشته‌ام . ديگر تازه‌اى كلى و اساسى ندارم كه به نوشتن درآورم . كسانى كه آن دو جلد را خوانده باشند با چگونگى و مايه‌ورى مندرجات كتاب آشنايى گرفته و بر مضامين خواندنى و دريافتنى آن دست يافته‌اند . درين يادداشت آوردن كلمه‌اى چند را به يادآورى مناسب مىداند . اين مجلّد ، چهار دفتر از دفاتر خطى خاطرات را دربرگرفته است و مؤلف به مناسبت ظهور مشروطيت و آغاز شدن دوره‌اى جديد در تاريخ شماره‌گذارى نوين بدانها داده است . در نقل مطالب از خطى به چاپى رعايت آوردن آن شماره‌ها در هر بخش و مبحث شده است . عين السلطنه در عين آنكه مىكوشيده است هر مطلب و نكته‌اى ، اعم از راست و درست ، بيهوده و نادرست را بىپرده‌پوشى در روزنامه خود بياورد گاهى به مناسبت پيشامدهاى سياسى دچار دودلى مىشده و به وحشت مىافتاده است از اين‌كه مبادا نوشته‌ها به دست حكومت بيفتد و دشوارى برايش پيش آيد . مىنويسد : « اين روزنامهء من يك وقتى اسباب زحمت خواهد شد . مثلا اوايل آن را مشروطه‌طلبها بخوانند تكه‌تكه‌ام مىكنند . اين ايام را شاه بخواند دارم مىزند . » ( ص 2262 ) جاى ديگر نوشته است : « گرچه آزادى قلم به كلى از ميان رفته من هم به يك اندازه بايد خوددارى كنم . » ( ص 2164 ) خودش گاهى متوجه بوده است كه درج شايعات بعدها موجب تخليط مطالب خواهد شد . به همين ملاحظه به خواننده توجه داده است كه : « چون فورا پس از كسب خبر مىنويسم اين‌طور مىشود : و نمىشود صبر كنم تا صحت و سقم مطلب روشن شود . » ( ص 1993 ) . جاى ديگرى مىنويسد « آنچه مىبينم و مىشنوم مىنويسم . » ( 1813 ) در صفحهء 1889 بحث دلكشى را دربارهء كليات و جزئيات تاريخ پيش كشيده است . در آنجا خواننده را به ملاحظهء ضبط كردن جزئيات و نكته‌هاى كوچك و « خورده‌ريز » در روزنامهء خود آگاه مىكند كه « تاريخ جزئيات را ترك مىكند و به كليات مىپردازد . » در حقيقت مىخواهد بگويد كار من عبث نيست . مطالبى كه زمان نگارش آنها عادى و